داشتم فک میکردم بعضی ها تو شانزده سالگی یه چیزایی رو میفهمند که خیلی ها تو شونصد سالگی هم نمیفهمند چی به چیه !
تو این ایام اربعین چه حرف ها که نشنیدم ...
یا صاحب الزمان آجرک الله ...
این تصویر یک شهید نوجوان است :

و این قسمتی از وصیت نامه ی یک شهید شونزده ساله : ( بچه ها ، تنها ارزویش را بخونید ! تنها ارزویش ... )
ای ملت قهرمان، هم اکنون که وصیت مرا میشنوید، بدانید که ما به خاطر آب و خاک کشته نشدهایم؛ بلکه جان ناقابل خود را در راه اسلام عزیز فدا کردهایم.
ای خواهری که هماکنون به وصیت من گوش میدهی، بدان که تنها آرزویم در تمام دوران نوجوانی خالی بودن جامعه از بیحجابی و یا بیعفتی بود.
یادم نمیرود روزی که مأمور گشت در امامزاده بودم، رسیدم به خواهری که با ول دادن چادر خود و نشان دادن محرمات خود خون هر جوان غیرتمندی و هر انسان غیوری را به جوش میآورد. بر حسب احساس مسئولیت جلو رفتم و با لحنی که خدا میداند خجالت کشیدم، گفتم: خواهر عزیز زیارت مستحب است اما حفظ حجاب واجب و بیدرنگ دور شدم.
خواهر عزیز حجاب تو سنگر توست؛ پس این سنگر را هرگز و به هیچ وجه رها نساز که کوبندهتر از خون شهید است.
قسمتی از وصیت نامه ی شهید محمدرضا فلاح مهرجردی
شهیدی که حتا نتونستم عکس خودش رو پیدا کنم ... انقدر که گمنام است ... اما مطمئنم که الگویش شهید قاسم بن الحسن بود ...
و این هم بخشی از دست نوشته های یک شهید شونزده ساله ی دیگر ... شهیدی که گناهان یک روزش را برای خودش نوشته است :
به گزارش خبرگزاری مهر، راوی که یکی از بچه های تفحص پیکر شهداست می گوید: خواندن بخشی از یادداشتهای این شهید 16 ساله برای لحظاتی ما را به فکر فرو برد که کجائیم و چه می کنیم. گناهان یک روز او عبارت بودند از:
• سجده نماز ظهر طولانی نبود.
• زیاد خندیدم.
• هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد.
راوی در سطر آخر افزوده بود که: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم... !
و نمیگذارم تصویر جوان امروزی را ، که هر روز مجبورم خودش را و خوشان را ببینم ! یک جوان امروزی که شونصد سالش شده اما هنوز امام حسین رو نفهمیده و عظمت کارش را ... چیزی که دشمن دانا فهمیده و دوست نادان نه !
یاد صحبت های دوستی می افتم که در وبلاگش گفته بود :
چند وقت پیش داشتم سخنرانی آقای (ایهود) باراک اوباما رو گوش میکردم که 2 تا نکته خیلی جالب اما تکراری ذهنم رو به خودش مشغول کرد که در مورد نحوه ء ساقط کردن و از بین بردن ایران و بخصوص شیعه بود { البته ایشون توی تقریبا 10 سخنرانی قبلیش هم این رو گفته بود}: بد نیست این نکات رو بدونید" البته قبلا از آقای فرانسیس فوکویاما هم شنیده بودم(تشبیه شیعه به پرنده و نحوه کشتن این پرنده ؛ انشالله حتما در مورد ایشون هم مطلب خواهم نوشت). اما آقای ایهود(باراک)اوباما خیلی دقیقتر به این موارد اشاره کرد که متاسفانه خیلی از ماها اصلا بهش توجه نداریم حتی خود من.ایشون گفتن که اگر این 2 تا رو از ایران بگیریم ایران رو شکست خواهیم داد. و تمام سرمایه گذاری هاشون الان روی این موارد معطوف شده که واسه دیدنش کافیه نگاهی به اطرافمون داشته باشیم.
- پرچم سبز مهدویت:(بحث انتظار )و از نگاه فوکویا " ولایت"که ایران و ایرانی ثابت کرد هرگز ولایت فقیه رو تنها نمیگذاره. پس قدر رهبرمون رو بدونیم و اینقدر دلشون رو خون نکنیم. این همون مسئله ای بود که چند تا ناانسان ، به رهبر نامه جام زهر دادند و توی فتنه هدف اصلی شونم همین بود اما به لطف خدا کور شدند و رهبر پیش ما عزیزتر شد.
- پرچم سرخ حسین (ع) :"نماد جمهوری اسلامی ایران " و از نگاه آقای فوکویا (شهادت ،شهدا)که دقیقا توی فتنه عاشورای 88 این اتفاق افتاد . ولی مردم ایران با هر دین و مسلک و سیاست و منشی ثابت کردند که هرگز این پرچم رو رها نمی کنند و حماسه 9 دی خلق شد. جالبه عاشورای سال 87 تهران بودم و نزدیک حوالی میدان توپخانه خیابان ارامنه تهران ، هموطنان ارامنه داشتن نذری پخش می کردن. اون هم ارامنه پروتستان که اصلا ضد اسلام ترین فرقه مسیحیت هستند. حالا شما روشنفکرا : نگید چیه همش حسین حسین می کنید؟ نگید دیگه چرا سیاه می پوشید ؟ دشمنای ما فقط این رو میخوان که حسین (ع) رو از ما بگیرن.دیگه نگید دیانت از سیاست جداست.
آجرک الله یا صاحب الزمان ... خدا صبرتون بده اقا ... شما که سال هاست دارید این همه بی حیایی بشر رو میبینید و دم نمیزنید ! خدا صبرتون بده که هنوزم کسایی رو میبینید که تفکرات شون با لشکر یزید فرقی نداره و تحمل میکنید ... و میبینید کم کاری های بی شمار من و امثال منی که دم از عشق جدتون میزنیم و اینقدر برا دین مون کم میذاریم ... اره ما بیشتر مقصریم ... آجرک الله یا صاحب الزمان ...
خانوم ... وقتی من از بی حرمتی به برادر غریب تون اینقدر اشفته شدم ... اجازه هست یه سوال بپرسم ؟! وقتی با چوب خیزران ... توی اون تشت طلا ... دندون های داداش تون ... ولش کنید غلط کردم ... من اصلا هیچی نمیگم ...
آخ امان از دل زینب ...